|
|
|
|
|
با عصبانیت گفتم : چرا ؟؟ او فقط نگاهم کرد..... گفتم : مگه من به تو آزار رسوندم.... او به آرامی پلک زد..... گفتم : به خاطر خدا این کارو با من نکن.... او همچنان خاموش بود...... گفتم : لعنتی مگه من اشتباهی کردم که میخوای این کارو با من بکنی.... لبخند سردی زد..... آب دهنم رو قورت دادم و گفتم : من اشتباهی کردم ؟..... گرگ لبخندی زد و گفت : عزیزم بدون اجازه وارد قلمرو من شدی......
اگه میشه یه حالی به نظر سنجی پایین صفحه بدید....... زت زیاد...... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 20:41 توسط مزداویچ
|
|
||