تبليغاتX
خاطرات یک مرد مرده

بالاخره روسها و آمریکایی ها و دانشگاه آزاد باهم وحدت کردند و یک توافقنامه امنیتی  باهم امضاء کردند.درست یک روزبعد از امضای توافقنامه سه دانشجو در منطقه امنیتی مورد حفاظت سه گروه گم شد.

نماینده آمریکایی ها گفت:ما حداکثر در 24 ساعت یکی از دانشجو ها را پیدا میکنیم.

نماینده روسها گفت:ما حداکثر در 2 روز یکی از دانشجو ها را پیدا میکنیم.

نماینده انتظامات دانشگاه آزاد در حالی که ریشش را از روی زانویش کنار میزد گفت: ما حداکثر در 3 ساعت دانشجوی سوم را پیدا میکنیم.

آمریکایی ها با استفاده از ماهواره های خودشان در عرض 16 ساعت دانشجوی اول را پیدا کردند و در عرض 6 ساعت دانشجوی مذکور را با استفاده از امواج لیزر دستگیر و به ستاد مرکزی تحویل دادند.

روسها با استفاده از یک سیستم رادار در عرض 24 ساعت دانشجوی دوم را پیدا کردند و با استفاده از 70 تانک و 3000 نیروی پیاده دانشجوی دوم را زخمی و مجروح به ستاد مرکزی تحویل دادند.

انتظامات دانشگاه آزاد بعد 2 ساعت خرسی را آورده به ستاد مرکزی تحویل دادند.مسؤول ستاد مرکزی با دیدن خرس گفت:«اینکه خرسه؟؟»اما خرس مذکور اعتراف کرد:«نه، بخدا من دانشجویم».

نتیجه گیری اخلاقی:هر کسی همان چیزی است که می گوید.

نتیجه گیری تکنولوژیک:تکنولوژی چیز پرخرج و بی فایده ایست.وقتی می شود با صداقت همه چیز را حل کرد،چرا بیخودی خرج کرد.

نتیجه گیری تاریخی:چماق اولین وسیله ای بود که اولین شاکی برای گرفتن اعتراف از اولین متهم استفاده کرد.

نتیجه گیری سیاسی:همه دانشجویند حتی اگر عکس آن ثابت شود.

نتیجه گیری مزداویچی:همه راهها از لوله مسلسل میگذرد.مرگ بر همه حتی خودم.درود بر طالبان و هیتلر جون.

نتیجه گیری غیراخلاقی:ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 19:29  توسط مزداویچ  |