|
|
|
|
|
یکی بود یکی نبود: یه دانشجوی دانشگاه آزاد (از نوع اونور کوهی)بود که در رشته عمران (از نوع کارشناسی)درس می خوند.سرش تو لاک خودش بود تا اینکه چشمش به یه دختر از رشته پرستاری (از نوع خوشگلش)افتاد.اونوقت اون آقا پسر........ حالت اول: پسرک سرشو مثل بچه مثبت مینداره پایین و به خودش میگه این غلطا به ما نیومده و راشو میگیره و میره. حالت دوم: پسرک با اعتماد به نفس میره جلو اونوقت...... حالت اول:دختره پسر رو ضایع میکنه و می گه آقا من با کسی دوست نمیشم و دختره میگه (...............). خودتون جا گذاری کنید: 1)مرتیکه بی شعور 2)مرتیکه بی تربیت 3)ببخشید 4)مورد 1و2 حالت دوم:دختره میگه باید در موردش فکر کنم و این یعنی 90درصد موفقیت ناگهان(.........). خودتون جا گذاری کنید: 1)انتظامات از آسمون ظاهر میشه و جفتتون یا فقط تو (چون دختره تورو مثل خیار میفروشه)بدبخت میشین یا میشی. 2)دوست پسر اولی دختره سر میرسه و حالتو بد جور میگیره. 3)هیچ اتفاقی نمی افته 4) مورد 1و2 (آخرشم بعد از هزار زحمت و مخ زدن میبینی دختره تو زرد از آب در میاد و به فکر پولت بوده نه چیز دیگه) نتیجه گیری اخلاقی: بهتره سرت تو لاکت باشه و دنبال اینجور کارا نری و فکروذکرت تموم کردن درست باشه. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 20:36 توسط مزداویچ
|
|
||
|
|
|
|
|
داستانی به سبک آلمانی: یه روز یه آقایی عاشق یه خانمی میشه اونوقت اونا با هم ازدواج میکنن و تا آخر عمر خوشبخت زندگی میکنن. داستانی به سبک آمریکایی: یه روز یه آقایی عاشق یه خانمی میشه اونوقت اونا با هم ازدواج میکنن ولی آقا به خانوم خیانت میکنه و با یه خانوم دیگه میریزه رو هم بعد خانوم اولی از آقا طلاق میگیره (بر عکس آن هم صحت دارد) . داستانی به سبک هندی: یه روز یه آقایی عاشق یه خانمی میشه اونوقت اونا با هم ازدواج میکنن ولئ آقا برای رسیدن به خانوم یه لشکر 50000000 رو از سر راه بر میداره و در این میون زن داداش نقش فعالی در رسیدن این دو به هم داره همچنین اعضاء فاسد دولتی توسط این آقا ( با کتک )رسوا میشن. داستانی به سبک ایرانی: یه روز یه آقایی عاشق یه خانمی میشه اونوقت اونا با هم ازدواج میکنن ولی اونا از روز دوم از ریخت هم حالشون به هم میخوره ولی اونا (مخصوصا آقا)از مهریه و ارثیه و رسوایی و....... وحشت دارن در نتیجه تا آخر عمر این زندگی نکبت رو تحمل میکنن. البته خانواده دو طرف در جهنم کردن زندگی این دو سهم بسزایی دارند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 19:4 توسط مزداویچ
|
|
||